اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

اینم یه مدل بازی کردنه دیگه

دیشب حمید معده اش درد میکرد قرص معده خواست .منم همه داروها رو آوردم که دنبال قرص بگردم اما این وسط خوش به حال اهورا شد برای خودش نشست پای داروها وحسابی بازی کرد چندتا از عکساشو در ادامه مطلب میذارم قربون چشات برم که اینجور گردشون کردی   ...
9 آذر 1392

قول دادن از نوع اهورایی

نمیدونم چرا اهورا اینقدر از دستشویی رفتن بدش میاد هر وقت جیش داره همش این پا و اون پا میکنه ازش میپرسم جیش داری میگه نه میدونم جیش داره ولی به دروغ میگه نه.چندبارم که خودم به زور بردمش دستشویی خودشو سفت میگیره و جیش نمیکنه تا لحظه ای که بتونه خودش رو نگه میداره تو این چند روز چند بار جیش کرد خودش تازه بعدش گفت مامان جیش.منم دیگه حسابی ازش عصبانی میشدم جالب اینجاس هر بار که اینکارو میکرد بعدش میگفت: مامان اول میدم (ol midam) یعنی قول میدم این میرفت تا دوباره تکرار میشد و دوباره اهورا قول میداد که من گفتم با این قول دادنهات فقط قول میدی ولی عمل نمیکنی.اهورا برگشت درجوابم گفت: من همش اول میدم خیلی اول میدم وااااااااااای من دیگه از ا...
4 آذر 1392

شیرین زبونی اهورا

صبح کمی بعد از بیدار شدنش با تعجب و یه لحن خاصی نگام کرد و گفت مامان حالت خوبه؟ طوری این سوال رو پرسید که انگار کار اشتباهی انجام دادم پرسیدم چرا مامان مگه چی شده؟ بعد گفت تو حالت خوب نیست من حالم خوبه .از دست بچه های امروزی چی باید گفت؟با این سنش همین کم بود که بگه حالم خوب نیست و قاطی کردم ظهر هم کنار هم دراز کشیده بودیم و با هم تام و جری نگاه میکردیم که دست انداخت دور گردنم وکلی قربون صدقه ام رفت که فدات بشم و خیلی دوست دارم و از حرفا ولی بعد از چند لحظه کوتاه انگار پشیمون شد و دستشو گذاشت رو گلوم و گفت خفه ات کنم؟ گفتم نه گناه دارم میمیرم بعد دستشو رو گلوم فشار داد وگفت بمیر .منم خودم رو به مردن زدم بعد گفت مامان دلم ب...
29 آبان 1392

لغت نامه اهورا

آبیس کنم.......آب بازی کنم(بیشترم منظورش حمومه) شوشن.........روشن فینن.............فعلا جاب.............جوراب باس.............لباس عذا..............غذا بخولم...........بخورم وفت............رفت هواپیدا.........هواپیما جاس..........کجاس دوشت........گوشت آس............خداحافظ چوچولو.......کوچولو آویلو..........آبلیمو ناشی......نقاشی دیکا........گیتار    آشاق.........آشغال میساک......مسواک آپی یی......کامپیوتر صننی.......صندلی دیدار.......دیوار لیلان.......لیوان مک.......نمک تیزون.....تلویزیون پوپوشتی...پیچکشتی داشگان....دانشگاه خوخار......خودکار میدا......مداد پ...
27 آبان 1392

واااااااااای از دست اهورا

امان از دست این بچه ها قدیمی راست میگفتن که وقتی هیچ صدایی از بچه نمیاد وخبری ازش نیست 1 زنگ خطره و باید بدونی که بچه یا داره بلایی سر خودش میاره یا مهندسیش رو چیزی گل کرده     چند روز پیش مشغول کار و بار خونه بودم هیچ صداییم از اهورا نمی اومد فکر کردم شاید مشغول بازی با اسباب بازیهاشه چند بار صداش کردم گفتم اهورا چیکار میکنی گفت هیچی منم دیگه نرفتم ببینم چیکار میکنه.وقتی کارم تموم شد رفتم ببینم چیکار میکنه دیدم صندلی گذاشته زیر پاش و پنککمو آورده و حسابی با ناخن توشو کنده رومبلم حسابی با پنکک خورد شده کثیف کرده اون لحظه دلم خواست سرمو بکوبم به دیوار                     &nbs...
19 آبان 1392